مثلاً قرار بود ما اینجا سیاسی ننویسیم! با این اوضاع و احوال مگر می شود. چند نکته پراکنده:
1.شاید از این ادعا تعجب کنید اما عمیقاً معتقدم 22 خرداد 1388 و 2خرداد 1376 شباهت های بسیاری دارند. شاه بیت این شباهت ها "نه" بزرگ مردم به مثلث شوم "زر و زور و تزویر" است. در واقع هر دو رویداد را باید با یک معیار سنجید. هر دو حماسی بودند اما حماسه 2 خرداد در برابر اژدهای هفت سر"زر و زور و تزویر" تاب نیاورد و خود طعمه ای زهرآگین شد. امید آنکه 22 خرداد به این سرنوشت دچار نشود.
2. 22 خرداد یک انقلاب است. اغراقی هم در کار نیست. نگاهی به صف بندی های سیاسی و ورشکستگان ماجرا بیندازید. مردم علیه ظلم و فساد انقلاب کردند. نگاهی به انقلابیون بیندازید. فقط نماز شب خوانها نیستند. همه جور آدمی می بینید. دختران و پسرانی که ظاهرشان برایتان غیر قابل باور است. خلق چنین صحنه هایی تنها از یک انقلاب ساخته است.
3. صف بندی های فعلی سیاسی ایران اعم از اصلاح طلب- اصولگرا و غیره... را باید منسوخ شده دانست. جبهه ها به شدت دستخوش تغییر و تحول شده و این هم از نتایج همان طوفان است.
4. نخبگان منسوب به انقلاب سوم (انقلاب اول؛22 بهمن57 – انقلاب دوم؛ تسخیر لانه جاسوسی – انقلاب سوم؛ 22 خرداد 88) به لحاظ ادبیات سیاسی به شدت ضعیف هستند. در باب این انقلاب می توان صدها مقاله عمیق و کتاب ها نوشت. می توان تئوری پردازی ها کرد. دریغ از یک مقاله جامعه شناسانه و دندانگیر... دریغ از یک یادداشت جاندار... موج گسترده ادبیات سیاسی پس از دوم خرداد را یادتان هست؟ می دانید دلیل این ضعف بزرگ چیست؟ مهجور بودن کتاب در میان این وری ها!
5. چند نفر از آشنایان عجیب نگران هستند. یکی دیشب زنگ زده بود و می گفت: هی بوق می زنند!
- بابا جان انقلاب شده! بفهم!
6. دارم می روم یک جای خیلی خوب! بقیه اش بماند.