الان كه اين يادداشت را شروع كردم يك دقيقه از ساعت 10 گذشته است. تنها چند نفر در تحريريه ايم. تلفن ها يكي پس از ديگري زنگ مي خورد و امان نمي دهند.
از منابع خبري گرفته تا مردمي كه مي خواهند بدانند نتيجه انتخابات چه شده است. حدود يك ساعتي هم هست كه طوفان عجيبي به راه افتاده است. ياد اس ام اس دوستم مهدي مي افتم: طوفان ديگري در راه است!
واقعاً هم طوفان شده است.
از گوشه و كنار كشور تماس مي گيرند. ظاهراً در روستاها اغلب مردم به احمدي نژاد راي داده اند. اوضاع جالبي است. بعضي ها مي خواستند بروند جلوي وزارت كشور، تحصن كنند و شمع بيفروزند.
خبرها حاكي است كار انتخابات تمام است و نتيجه هم معلوم.
خسته ام. خيلي خسته ام. دلم يك مسافرت چند روزه مي خواهد.
* كم كم پيام هاي تبريك هم شروع شده اند
* مشارکت عجیب است
* اس ام اس ها قطع است
* احتمالاً موبايل ها هم قطع مي شود
* شبكه بي بي سي پخش نمي شود
* عمراً از خانه بتوانيد سايتي را ببينيد
* عده اي دنبال آشوب هستند
* طوفان تيرشان را به سنگ زده
* دو نفر از عواملي كه براي شبكه هاي خارجي فيلم مي ساختند دستگير شده اند اما چند ساعت ديگر آزاد مي شوند چون كله شان گنده است
* خبرگزاري هاي خارجي رسماً از مير حسين حمايت مي كنند
* كروبي 5 دققيه قبل شكست را قبول كرد
* شايد چاپ دوم بزنيم
* دلم مي خواهد به يكنفر زنگ بزنم و اين خبرها را بهش بدهم اما...
* من قطاري ديدم كه سياست مي برد و چه خالي مي رفت...